Skip to main content

فولاد شاهان

زلزله در صنعت فولاد اروپا؛ تحلیل ابعاد و پیامدهای تعدیل ۴۰ درصدی نیروی کار در تیسن‌کروپ

مقدمه: پایان یک دوران در قلب صنعتی آلمان

به گزارش اخبار فولاد فولاد شاهان خبر توافق شرکت «تیسن‌کروپ استیل اروپا» (Thyssenkrupp Steel Europe) با اتحادیه کارگری IG Metall برای حذف یا برون‌سپاری حدود ۱۱ هزار فرصت شغلی، تنها یک خبر شرکتی ساده نیست؛ بلکه زنگ خطری بلند برای کل ساختار صنعتی قاره سبز به شمار می‌رود. این تعدیل نیرو که معادل ۴۰ درصد از کل نیروی انسانی این غول فولادساز آلمانی است، نشان‌دهنده یک تغییر پارادایم اساسی در اقتصاد اروپا و بازار جهانی فولاد است.

تعدیل نیرو ها در بازار فولاد
تعدیل نیرو ها در بازار فولاد

این تصمیم تلخ اما گریزناپذیر، بخشی از یک برنامه گسترده تجدید ساختار است که هدف آن نجات بخش فولاد تیسن‌کروپ از ورشکستگی و تطبیق آن با واقعیت‌های جدید و خشن بازار است. کاهش ظرفیت تولید از ۱۱.۵ میلیون تن فعلی به حدود ۸.۷ تا ۹ میلیون تن در سال، پیام روشنی به بازارهای جهانی مخابره می‌کند: دوران تولید مازاد و رقابت کورکورانه در اروپای غربی به پایان رسیده است و اکنون استراتژی “بقا از طریق انقباض” در دستور کار قرار دارد.

در این مقاله جامع، قصد داریم با کالبدشکافی دقیق این رویداد، ریشه‌های بحران در صنعت فولاد اروپا را بررسی کرده و به این پرسش کلیدی پاسخ دهیم که این پیش‌بینی‌ها و کاهش ظرفیت‌ها، چه تاثیری بر آینده قیمت فولاد و معادلات تجارت جهانی خواهد داشت.

بخش اول: کالبدشکافی طرح تجدید ساختار تیسن‌کروپ

برای درک عمق فاجعه یا به تعبیر مدیران شرکت، “جراحی نجات‌بخش”، باید به جزئیات این طرح نگاهی بیندازیم. تیسن‌کروپ، که دهه‌ها نماد قدرت صنعتی آلمان و قلب تپنده منطقه “رور” (Ruhr) بوده است، سال‌هاست با زیان‌دهی مستمر، فشارهای سهامداران و رقابت نفس‌گیر جهانی دست و پنجه نرم می‌کند.

۱. مقاومت اتحادیه‌ها و توافق نهایی

طرح صنعتی کاهش ظرفیت و تعدیل نیرو که سال گذشته توسط هیئت مدیره ارائه شد، با «مقاومت شدید» و اعتصابات گسترده از سوی اتحادیه قدرتمند IG Metall مواجه بود. در آلمان، به دلیل قوانین مشارکت کارگری (Co-determination)، اتحادیه‌ها قدرت وتو و چانه‌زنی بسیار بالایی در هیئت نظارت شرکت‌ها دارند. با این حال، وخامت اوضاع مالی تیسن‌کروپ به حدی بود که حتی سرسخت‌ترین رهبران کارگری نیز پذیرفتند که پافشاری بر حفظ تمام مشاغل، در نهایت منجر به نابودی کل شرکت خواهد شد. توافق به دست آمده که تا ۳۰ سپتامبر ۲۰۳۰ ادامه خواهد داشت، نشان‌دهنده یک عقب‌نشینی استراتژیک از سوی نیروی کار برای حفظ هسته مرکزی شرکت است.

۲. کاهش ظرفیت تولید؛ یک عقب‌نشینی استراتژیک

کاهش ظرفیت از ۱۱.۵ میلیون تن به بازه ۸.۷ تا ۹ میلیون تن، به معنای حذف حدود ۲.۵ میلیون تن فولاد تخت از چرخه تولید اروپا است. این کاهش ظرفیت، صرفاً خاموش کردن یک کوره نیست، بلکه به معنای تعطیلی زنجیره‌های تامین، کاهش خرید مواد اولیه، و توقف بخش‌هایی از خطوط نورد و پوشش‌دهی است. هدف اصلی این اقدام، رساندن سطح تولید به میزان تقاضای واقعی و تضمین‌شده است تا شرکت مجبور نباشد مازاد تولید خود را با ضرر در بازارهای نقدی (Spot Market) به فروش برساند.

۳. صرفه‌جویی مالی و محرمانگی تامین مالی

بر اساس برآوردها، این تعدیل نیرو و کوچک‌سازی، سالانه بیش از ۱۰۰ میلیون یورو (حدود ۱۱۷ میلیون دلار) صرفه‌جویی مستقیم برای تیسن‌کروپ به همراه خواهد داشت. با این حال، اجرای خود این طرح تجدید ساختار (پرداخت سنوات، بازخریدها و هزینه‌های تعطیلی) نیازمند میلیاردها یورو سرمایه است. شرکت تأکید کرده است که تأمین مالی این برنامه فراهم شده، اما توافق شده است که جزئیات آن محرمانه بماند. این محرمانگی می‌تواند نشان‌دهنده ورود سرمایه‌گذاران جدید (مانند پیشنهادهای قبلی دنیل کرتینسکی، میلیاردر چک) یا حمایت‌های پنهان دولتی برای جلوگیری از فروپاشی این صنعت استراتژیک باشد.

بخش دوم: ریشه‌های بحران؛ چرا غول‌های اروپایی زمین‌گیر شدند؟

تصمیم تیسن‌کروپ یک اتفاق ایزوله نیست؛ پیش از این نیز شرکت‌هایی مانند تاتا استیل در بریتانیا و سالزگیتر در آلمان هشدارهای مشابهی داده بودند. بحران فعلی صنعت فولاد اروپا ریشه در یک “توفان کامل” (Perfect Storm) از عوامل اقتصاد کلان، ژئوپلیتیک و تکنولوژیک دارد:

۱. بحران انرژی و از دست رفتن مزیت رقابتی

فولادسازی با روش کوره بلند (BF) به شدت به زغال‌سنگ و در بخش‌های نورد به گاز طبیعی وابسته است. پس از آغاز جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ و قطع جریان گاز ارزان روسیه به اروپا، ساختار هزینه‌های انرژی در آلمان برای همیشه تغییر کرد. اگرچه قیمت‌ها نسبت به نقطه اوج خود کاهش یافته‌اند، اما هزینه انرژی در اروپا همچنان چندین برابر رقبای آسیایی و آمریکایی است. این امر باعث شده تا فولادسازان اروپایی در پایین‌ترین نقطه نمودار رقابت‌پذیری جهانی قرار گیرند.

۲. گذار دردناک به “فولاد سبز” (Green Steel)

اتحادیه اروپا سخت‌گیرانه‌ترین قوانین زیست‌محیطی جهان را برای رسیدن به انتشار صفر کربن تا سال ۲۰۵۰ وضع کرده است. فولادسازان ملزم شده‌اند کوره‌های بلند سنتی و آلاینده خود را با کوره‌های قوس الکتریکی (EAF) و سیستم‌های احیای مستقیم بر پایه هیدروژن جایگزین کنند. این شیفت تکنولوژیک نیازمند ده‌ها میلیارد یورو سرمایه‌گذاری سرمایه‌ای (CAPEX) است؛ آن هم در شرایطی که شرکت‌ها در حال زیان‌دهی هستند. از سوی دیگر، تولید با روش‌های جدید، ذاتاً به نیروی کار کمتری نیاز دارد که این خود یکی از دلایل ساختاری تعدیل نیرو در تیسن‌کروپ در افق ۲۰۳۰ است.

۳. سیل واردات ارزان و ناکارآمدی تعرفه‌ها

علی‌رغم وجود تعرفه‌های حفاظتی، مازاد تولید عظیم چین (که خود ناشی از رکود شدید بخش مسکن در این کشور است) راه خود را به بازارهای جهانی پیدا کرده است. فولاد ارزان چینی، هندی و جنوب شرقی آسیا به طور مستقیم و غیرمستقیم بازارهای هدف اروپا را اشباع کرده است. مکانیسم تعدیل مرزی کربن (CBAM) که قرار است در سال‌های آینده از واردات فولادهای پرکربن جلوگیری کند، هنوز به طور کامل اجرایی نشده و تا آن زمان، تولیدکنندگان اروپایی در حال خون‌ریزی مالی هستند.

۴. رکود در صنایع پایین‌دستی (به‌ویژه خودروسازی)

تیسن‌کروپ یکی از تامین‌کنندگان اصلی ورق‌های فولادی باکیفیت برای صنعت خودروسازی آلمان (فولکس‌واگن، بی‌ام‌و، مرسدس) است. با کاهش رشد اقتصادی آلمان، تورم بالا و چالش‌های خودروسازان آلمانی در رقابت با خودروهای الکتریکی چینی، تقاضا برای فولاد در قلب اروپا به شدت افت کرده است. وقتی مصرف‌کننده نهایی در بحران باشد، تامین‌کننده فولاد نیز چاره‌ای جز کاهش تولید ندارد.

بخش سوم: تاثیر کاهش ظرفیت‌ها بر بازار و قیمت جهانی فولاد

مهم‌ترین پرسشی که فعالان بازار، تجار و مصرف‌کنندگان نهایی (از جمله خوانندگان فولاد شاهان) با آن مواجه‌اند این است: این پیش‌بینی‌ها و کاهش تولیدها چه تاثیری بر قیمت فولاد خواهد داشت؟

برای تحلیل قیمت، باید نیروهای متضاد عرضه و تقاضا را در یک مقیاس جهانی و منطقه‌ای بررسی کنیم.

سناریوی اول: افزایش قیمت‌ها به دلیل محدودیت عرضه (Supply Squeeze)

از منظر تئوری کلاسیک اقتصاد، خروج ۲.۵ میلیون تن ظرفیت تولید ورق گرم و سرد از بازار توسط تیسن‌کروپ (و احتمالاً اقدامات مشابه توسط سایر رقبا)، باعث کاهش عرضه (Supply) در بازار اروپا می‌شود. اگر تقاضا ثابت بماند، این کمبود عرضه باید منجر به افزایش قیمت‌ها شود. تولیدکنندگان باقیمانده در اروپا، با توجه به انقباض بازار، قدرت قیمت‌گذاری (Pricing Power) بیشتری پیدا می‌کنند و می‌توانند هزینه‌های بالای انرژی و کربن خود را راحت‌تر به مشتریان تحمیل کنند. در این سناریو، پیش‌بینی می‌شود قیمت ورق گرم در اروپا کف‌سازی محکمی انجام دهد و از سطوح فعلی (حدود ۶۴۰ یورو) به تدریج به سمت کانال‌های بالاتر (بالای ۷۰۰ یورو در میان‌مدت) حرکت کند. این اتفاق به ویژه در صورتی رخ می‌دهد که اتحادیه اروپا نظارت سخت‌گیرانه‌تری بر واردات از طریق CBAM اعمال کند.

سناریوی دوم: خنثی شدن اثر کاهش عرضه با رکود تقاضا

اما بازارها در خلاء عمل نمی‌کنند. دلیل اصلی که تیسن‌کروپ تولید خود را کاهش داده، فقدان تقاضا است. اگر بحران اقتصادی در منطقه یورو عمیق‌تر شود و صنعت خودروسازی و ماشین‌سازی آلمان نتواند خود را بازیابی کند، کاهش عرضه تیسن‌کروپ صرفاً یک “تنظیم متناسب با تقاضا” خواهد بود و شوک تورمی ایجاد نخواهد کرد. در واقع، در این حالت تولیدکننده صرفاً جلوی سقوط بیشتر قیمت‌ها (Price Collapse) را می‌گیرد، اما موتور محرکی برای افزایش چشمگیر قیمت وجود نخواهد داشت.

سرریز این تصمیم به بازارهای جهانی

در مقیاس جهانی (آسیا، خاورمیانه و آمریکا)، کاهش تولید یک شرکت اروپایی تاثیر مستقیمی بر قیمت‌های روزمره نخواهد داشت؛ چرا که لنگر قیمتی جهان در دستان چین (با تولید بیش از ۱ میلیارد تن) است. با این حال، این رویداد دو پیامد مهم برای بازار جهانی دارد:

۱. کاهش صادرات اروپا: اروپا فولاد کمتری برای صادرات به سایر نقاط جهان خواهد داشت که این امر می‌تواند در بازارهای تخصصی (فولادهای آلیاژی و خودرویی) فضا را برای رقبای ژاپنی یا کره‌ای باز کند. ۲. افزایش جذابیت اروپا برای صادرکنندگان خارجی: اگر قیمت فولاد در داخل اروپا به دلیل کاهش تولید بومی افزایش یابد، فاصله قیمتی (Premium) اروپا با بازارهای آسیایی جذاب‌تر می‌شود. این امر کشورهای صادرکننده (حتی با وجود هزینه‌های CBAM) را ترغیب می‌کند تا محموله‌های خود را به سمت بنادر اروپایی روانه کنند.

بخش چهارم: پیامدهای اجتماعی و تغییر نقشه صنعتی اروپا

تعدیل ۱۱ هزار نفر در آلمان، فراتر از یک نمودار اقتصادی، یک بحران اجتماعی در منطقه نوردراین-وستفالن است. صنعت فولاد به دلیل ماهیت خود، مشاغل با درآمد بالا و امنیت شغلی مناسب ایجاد می‌کند. حذف این مشاغل، ضربه مهلکی به اقتصاد محلی، قدرت خرید خانوارها و شبکه کسب‌وکارهای کوچک وابسته (از پیمانکاران حمل‌ونقل گرفته تا تامین‌کنندگان قطعات) وارد می‌کند.

این رویداد نشان‌دهنده پدیده “Deindustrialization” یا “صنعت‌زدایی” در اروپاست. اروپا در حال تبدیل شدن از یک قاره تولیدکننده پایه، به یک قاره متمرکز بر تکنولوژی‌های برتر و خدمات است. صنایعی که انرژی‌بر و آلاینده هستند، آرام آرام در حال کوچ اجباری یا انقباض شدید هستند.

بخش پنجم: چه درس‌هایی برای صنعت فولاد ایران و خاورمیانه وجود دارد؟

تحولات تیسن‌کروپ باید به عنوان یک مطالعه موردی (Case Study) جدی روی میز سیاست‌گذاران و مدیران صنایع فولاد در خاورمیانه و ایران قرار گیرد.

۱. پایان رویای تولید به هر قیمت: تیسن‌کروپ نشان داد که داشتن ظرفیت اسمی بالا (۱۱.۵ میلیون تن) زمانی که توجیه اقتصادی و تقاضای پایدار وجود نداشته باشد، نه تنها مزیت نیست، بلکه یک بار مالی سنگین است. صنعت فولاد ایران نیز که درگیر مازاد تولید و عدم تعادل در زنجیره تامین است، باید از استراتژی “رشد کمی” به سمت “رشد کیفی و سودآوری” حرکت کند.

۲. تهدید رقابت‌پذیری با قوانین جدید: با اجرای فازهای بعدی پیمان سبز اروپا، صادرات فولادهای سنتی به بازارهای غربی تقریباً غیرممکن خواهد شد. فولادسازان خاورمیانه باید از هم‌اکنون به فکر سرمایه‌گذاری در تکنولوژی‌های دوستدار محیط‌زیست باشند، در غیر این صورت به سرنوشتی مشابه دچار شده و از بازارهای پرمصرف حذف خواهند شد.

۳. اهمیت انعطاف‌پذیری نیروی کار و تکنولوژی: تکیه بر تکنولوژی‌های قدیمی و نیروی کار مازاد، پاشنه آشیل تیسن‌کروپ بود. در بازارهای نوظهور نیز، اتوماسیون و ارتقای بهره‌وری نیروی کار، کلید بقا در دهه‌های آینده خواهد بود.

نتیجه‌گیری؛ طلوع یک عصر جدید و ریاضتی در فولاد

تصمیم تیسن‌کروپ استیل اروپا برای تعدیل ۴۰ درصدی نیروی کار و کاهش ۳۰ درصدی ظرفیت تولید تا سال ۲۰۳۰، یک نقطه عطف تاریخی است. این اتفاق تایید می‌کند که مدل کسب‌وکار قرن بیستمی فولادسازی در اروپای غربی، تحت فشار هزینه‌های انرژی، مقررات اقلیمی و رقابت نابرابر با آسیا، به بن‌بست رسیده است.

در خصوص آینده قیمت‌ها، این کاهش ظرفیت به عنوان یک کف‌ساز حمایتی عمل خواهد کرد و از سقوط آزاد قیمت ورق گرم در اروپا جلوگیری می‌کند. با این حال، افزایش چشمگیر قیمت‌ها منوط به احیای مجدد اقتصاد کلان اروپا و تقاضای صنایع مصرف‌کننده خواهد بود.

برای فعالان بازار آهن و فولاد (از جمله همراهان مجموعه فولاد شاهان)، رصد دقیق این تغییرات ساختاری ضروری است. دورانی که شرکت‌ها صرفاً با تکیه بر نام‌های بزرگ خود به تولید ادامه می‌دادند گذشته است؛ امروز چابکی، دسترسی به انرژی پایدار و همگامی با استانداردهای سبز، شروط اصلی ماندگاری در این رقابت بی‌رحمانه هستند. بازار فولاد در حال پوست‌اندازی است و تنها کسانی در این بازار پیروز خواهند شد که این سیگنال‌های اقتصاد کلان را زودتر از دیگران درک کرده و استراتژی‌های خود را با آن تطبیق دهند.

نظرتان راجع به این نوشته

شاید این نوشته نیز مورد علاقه شما باشد

دیدگاه کاربران در رابطه با
زلزله در صنعت فولاد اروپا؛ تحلیل ابعاد و پیامدهای تعدیل ۴۰ درصدی نیروی کار در تیسن‌کروپ
محمدرضا هاشمی

مقاله درباره توافق تعدیل نیرو در تیسن‌کروپ استیل اروپا خیلی جالبه؛ آیا تحلیل تأثیر این تصمیم بر قیمت ورق فولاد ایران منتشر می‌کنید؟

مدیریت سایت فولاد شاهان

خوشحالیم که مقاله براتون جالب بوده. در آینده تحلیل تأثیر این تصمیم بر قیمت ورق ایران را منتشر می‌کنیم.

محمد حسینی

وقتی از فولاد شاهان خرید کردم، کیفیت محصول و قیمت مناسب بود؛ با وجود اخبار تعدیل نیرو، تجربه خرید من واقعاً مثبت بود.

مدیریت سایت فولاد شاهان

خیلی ممنون از بازخورد مثبت شما. خوشحالیم که کیفیت و قیمت مناسب بود. اخبار تعدیل نیرو تاثیری روی تعهد ما به ارائه خدمات باکیفیت ندارد.

مدیریت سایت فولاد شاهان

بستگی دارد؛ این توافق ممکن است بر تنظیم بازار و تعرفه‌ها اثرگذار باشد، اما قیمت ورق فولاد ایران تابع تقاضا، عرضه، هزینه‌های حمل و نرخ ارز است.

محصولات فولاد شاهان
بستنباز کردن

استعلام قیمت آنلاین

پیش نمایش عکس

ثبت سفارش سریع

پیش نمایش عکس